شعر آیینی

شعر آیینی

امام رضا(ع)

تاریخ انتشار: ۱۱ دی، ۱۳۹۲ موضوع: شعر آیینی بدون دیدگاه
مضمون کربلاست تمام کلام تو خون حسین می چکد از هر پیام تو آماده ای همیشه که روشنگری کنی الحق که زینبی است ،تبار مرام تو تیغ قیام تو قلم و خون ،مرکبت اما حسینی است همیشه قیام تو دنیا و هرچه رنگ وجودی به خود گرفت مبهوت این شکوه و جلال و مقام تو یک کربلا بنا شده در مشهد الرضا یک کربلا که شد متبرک به نام تو شاعر:حجت رجبی ادامه

امام حسن (ع)

تاریخ انتشار: موضوع: شعر آیینی یک دیدگاه
دست گدای خانه ی تو رد نمی شود سائل مقابل تو مردد نمی شود   آن کیست که به تو متوسل شود و بعد مأیوس و نا امید بگوید نمی شود   دنیا به هم  بریزد و محشر به پا شود هرگز برای نوکر تو بد نمی شود   هر قدر هم که باشد از اهل کرم کسی هرگز کریم آل محمد نمی شود   خواهد رسید  روز حرم ساختن برات خاک تو بی مناره وگنبد نمی شود شاعر:حجت رجبی ادامه

برای حضرت قاسم بن الحسن

تاریخ انتشار: ۱۰ آبان، ۱۳۹۲ موضوع: شعر آیینی یک دیدگاه
حضرت قاسم
مردن به زیر پای تو أحلی من العسل پرپر شدن برای تو أحلی من العسل بی شک برای من پدری کرده ای … عمو آن طعم بوسه های تو أحلی من العسل بوسیدن لبان تو شیرین تر از شکر بوئیدن عبای تو أحلی من العسل آه ای عمو به شکل یتیمانه پر زدن … … با نیزه … تا خدای تو أحلی من العسل من مثل مادرت سپر جان حیدرم پهلوی من فدای تو أحلی من العسل من می روم که از لبه ی تیغ بگذرم من می روم بجای تو … أحلی ... ادامه

حضرت موعود

تاریخ انتشار: موضوع: شعر آیینی ۲دیدگاه
حضرت موعود
تا کی در انتظار خودت می گذاری ام ؟! آقا بدون لطف تو در بی قراری ام هر روز بی تو روز عذابی برایم است از فکر روز بی تو سپردن فراری ام مولا نشان خیمه ی نورانی ات کجاست ؟ آیا به راه خیمه ی خود می سپاری ام ؟! یک ذره ام مقابل دریای نوکران کی می شود کنی به کف پات جاری ام ؟! فرماندهی از آن شما … زیر دست ، من هر وقت آمدی من در خاکساری ام هر روز بی تو حال و هوایم خزانی است آقا ... ادامه
از زبان عمر سعد لعنة ا… علیه همه ی دشت پر از واهمه گشته ست و بین همه ی لشکریان زمزمه گشته ست … کمی همهمه گشته ست و انگار کسی نیست که آرام کند لشکریان را … خدایا چه کنم ؟! ملک ری از دست پریده ست اگر باخته باشم جریان را … چه گشته ست درین دشت پس از ساعتی از جنگ سپاه عمرسعد ز کف داده عنان را … رها کرده چرا پس هیجان را ؟! چه گشته ست مگر ؟! آه حسین آمده و ... ادامه
دست آویز انبیا عباس / می زنم زیر لب صدا : عباس می روم تا بهشت با عباس / دست ما را بگیر یا عباس دست لطف شما پناه همه ست / حضرت آب آور بی دست روشنی بخش آسمان عباس / همنشین پیمبران عباس کاشف الکرب بی کسان عباس / روضه ی صاحب الزمان عباس روضه خوان مادر حسین شده ست / حضرت آب آور بی دست آب نه … مایه ی حیات عباس / ساقی کشتی نجات عباس ذکر لب تشنه ی فرات عباس / می شوم ... ادامه
تو می مانی در این صحرا و فرزندت علی اکبر / همان نوری که می باشد تماما مثل پیغمبر همان ممسوس ذات حق ، همان گنجینه ی باور / و لیلازاده ی زهرا و مجنون زاده ی حیدر به چشمان ترش خیره … نگاه انتظار توست / تو هستی بیقرار او و او هم بیقرار توست چه می بینی؟! تجسم کرده در او سوره ی انسان / نگاهش مخزن الاسرار و قلبش مهبط قرآن برایش آیت الکرسی بخوان ، چون می رود میدان / بیا و ... ادامه